تبليغاتX
سیه رود
  گزارش نهايي پي جويي هاي معدني در شهرستان جلفا و اكتشافات مقدماتي در ناحيه غرب سيه رود
در قسمت اول گزارش به زمين شناسي عمومي شهرستان جلفا و شرح انديسهاي معدني آن پرداخته شده است. شهرستان جلفا بين طولهاي ‘ 15 و 45 تا ‘ 30 و 46 و عرضهاي ‘ 30 و 38 تا 39 قرار دارد و در استان آذربايجان شرقي قرار دارد. مساحت كل شهرستان جلفا كه عمليات پتانسيل يابي روي آن انجام شده 1044 كيلومتر است. در ناحيه مورد مطالعه تعدادي معدن و انديس شناخته شد كه برخي از معادن متروكه و برخي در حال بهره برداري هستند. پس از انجام عمليات اكتشافي اوليه، مناطق زير بعنوان اولويت هاي پيشنهادي جهت اكتشاف مقدماتي و تهيه نقشه 20000 : 1 معرفي شدند كه عبارتند از 1) منطقه پلي متال قره دره، قره چي لر، آنخ 2) منطقه پلي متال جهنم دره سي و گاپلال دره سي 3) منطقه چلگوروستاي ايري 4) منطقه آلتره توجه مهر- پهناور 5) منطقه پاسگاه شهيد علي كلي مطالعات اكتشافي بيش از 23 انديس و ذخيره معدني معرفي گرديد. بدين صورت كه كانسارهاي جلفا شامل كانسارهاي فلزي و غير فلزي مي شدند . كانسارهاي غير فلزي جلفا شامل كانسارهاي مصالح ساختماني و سنگهاي كربناته و انديسهاي سيليكاته و غير سيليكاته مي شدند. كانسارهاي فلزي ناحيه هم شامل طلا و نقره، مس، سرب و موليبدنيت مي شدند. قسمت دوم گزارش مربوط به بررسي هاي زمين شناسي و معدني و اكتشافات مقدماتي در ناحيه غرب سيه رود بود. اين كار در محدوده اي 48 كيلومتر مربعي در ناحيه غرب سيه رود از توابع شهرستان جلفا در استان آذربايجان شرقي انجام گرفت. پهنه مذكور در بين طولهاي ‘ 54 و 450 تا ‘00 و 460 و عرضهاي ‘54 و 380 تا ‘ 50 و 380 قرار دارد. پس از بررسي هاي عمومي زمين شناسي و پتروگرافي منطقه، به زمين شناسي اقتصادي و اكتشافات چكشي منطقه پرداخته شد. در اين راستا، رگه هاي كوارتزي مينراليزه طلادار شناسايي شدند و در كل 11 رگه در ابعاد مختلف شناسايي شده و 72 نمونه سنگي از آنها تهيه شد و 50 عدد از آنها آناليز شده و معلوم شد كه حداقل حد طلا در آنها، 05/0 گرم در تن در رگه مسجدداغي و حداكثر آن 30 گرم در تن، در منتهي اليه شرقي – شمالي توده داستيي موجود در ناحيه بوده است. در اين نمونه علاوه بر طلا، 20% سرب هم گزارش شد با نتيجه بررسي ها در سيه رود حاكي از آن بود كه زايش عنصر طلا در رگه هاي 1و11و10و2و9و3و6و5و7 صورت گرفته و سرب و باريت هم در رگه 11 حضور دارند. در ضمن نتايج نشان داد كه با توجه به آناليزهاي انجام شده و ابعاد رگه ها و وجود انديسهاي كور در ناحيه، بطور كلي منطقه از نظر زايش طلا كاملا اميد بخش به نظر مي رسد. البته طلا در اين ناحيه فعلا امكان تعيين ذخيره زمين شناسي نداشته و بايستي فاز اكتشافات نيمه تفصيلي در ناحيه براي اين كار انجام شود.
|+| نوشته شده توسط آرازجوانی در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387  |
 

سامانه خبری سلامت نیوز، گروه آموزش- كانى ها و سنگ هاى با ارزش به علت ساختار اتمى كامل و انرژى بسيارى كه دارند و نورهاى ناب رنگى و درخشان كه از خود مى تابانند در كنار دانش پزشكى، بدون خطرآفرينى مى توانند اثرهاى مثبتى بر جاى بگذارند. ولى اين حرف دليل بر اين نيست كه سنگ ها به تنهايى معجزه مى كنند، بلكه اين سنگ ها همراه و در كنار درمان هاى پزشكى تأثيرات مفيدى را بر بيمارى ها دارند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرازجوانی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387  |
 
مختصری درباره زیارتگاه بابا یعقوب شهر سیه رود

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرازجوانی در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387  |
 
پتروگرافی و ژئوشیمی سیه رود
منطقه مورد مطالعه از لحاظ سنگ شناسی دارای ترکیب متنوعی می باشد که برپایه مطالعه مقاطع نازک ترکیب آنها مشخص گردید. سنگهای منطقه را می توان به سه بخش کلی تقسیم کرد :
1)      سنگهای آتشفشانی اکثرا با ترکیب آندزیت و گاهی بازالت، آندزی بازالت، تراکیت و داسیت تا ریوداسیت.
2)      سنگهای آذرین درونی شامل گابرو، دیوریت و گرانودیوریت.
3)      سنگهای آذرآواری شامل انواع توفهای اسیدی تا بازیک و توفهای کربناته.
محاسبات نورم نیز ترکیب سنگ شناختی فوق را تایید می کند. همان گونه که مشاهده می شود با قرار دادن نمونه ها در نمودارهای مجموع آلکالی در مقابل سیلیس از لی مایتره و همکاران (1989) (نمودار c1) ترکیب سنگهای آتشفشانی از ریولیت تا پیکرو بازالت یعنی از اسیدی تا اولترابازیک متغیر است. نمودار TAS مربوط به کاکس و همکاران (1979) (نمودار b1) نیز ترکیب این سنگها را از ریولیت تا بازالت نشان می دهد. طبقه بندی ژئوشیمیایی سنگهای نفوذی بر اساس نمودار اشتریکایزن (1976) (نمودار a1) نشان داده است که ترکیب سنگهای نفوذی منطقه شامل کوارتزدیوریت تا گرانودیوریت و گرانیت می باشد. البته برخی از نمونه ها در گوشه دیوریت، گابرو، آنورتوزیت قرار می گیرند و با توجه به اینکه دارای پلاژیوکلاز، پیروکسن و مقدار اندکی اولیوین هستند جزء سنگهای گابرویی می باشند.
 
بازالتها با بافت پورفیریک دارای فنوکریستهای کلینوپیروکسن (اوژیت و تیتانواوژیت)، پلاژیوکلاز و اولیوین (در نوع اولیوین- بازالت) و در خمیره نیز دارای کانیهای پلاژیوکلاز و پیروکسن می باشند.
پیروکسنها  اغلب خودشکل هستند و برخی از آنها در اثر دگرسانی به کلریت تبدیل شده اند.
سوزنهای آلبیتی حاصل از دگرسانی albitization در برخی مقاطع دیده می شود. پلاژیوکلازها در برخی نقاط تحت تاثیر دگرسانی فیلیک به سریسیت تغییر یافته اند که با یک نیکل به رنگ خاکستری تا قهوه ای دیده می شوند. در صورت وجود اولیوین، این کانی سرپانتینیزه شده است. کانیهای اپاک نیز اغلب شامل اکسیدهای آهن است که در مقاطع به رنگ زرد تا قهوه ای دیده می شوند. این اکسیدها گاهی حاصل دگرسانی کانیهای مختلف و منشا ثانویه دارند.
بافت سنگهای آندزیتی پورفیریک تا گلومروفیریک با خمیره میکروگرانولار و گاهی میکرولیتی می باشد و در برخی موارد بافت سریت (Seriate) نیز ممکن است مشاهده گردد. کانیهای موجود در آندزیتها شامل پلاژیوکلاز، آمفیبول و مقدار کمی کوارتز بصورت فنوکریست و پلاژیوکلاز، پیروکسن ، بیوتیت، مقدار اندکی کوارتز و کانیهای اپاک در خمیره است. دانه های کوارتز به شکل بسیار ریز خمیره را تشکیل می دهند. پلاژیوکلازها به صورت فنوکریست و یکی از تشکیل دهنده های خمیره، بخش عمده سنگ را تشکیل می دهند که در برخی موارد سریسیتی شده اند تصویر3). اغلب دارای ماکل کارلسباد و پلی سنتتیک و گاهی پریکلین می باشند. پیروکسنها اغلب سدیک بوده به رنگ سبز تیره دیده می شوند. معمولا بصورت فنوکریست و گاهی در خمیره حضور دارند. برخی بلورهای پیروکسن در اثر دگرسانی به کلریت تبدیل شده اند. آمفیبول کانی فرعی را تشکیل می دهد که در برخی مقاطع به بیوتیت تبدیل شده اما حالت کشیده خود را حفظ کرده است. بیوتیت نیز از کانیهای فرعی دیگر است که می تواند اولیه و یا ثانویه (از تبدیل کانیهایی چون آمفیبول) باشد. کانیهای اپاک طبق مطالعه مقاطع صیقلی شامل هماتیت، پیریت و کالکوپیریت می باشند.
تراکی آندزیت دارای بافت پورفیریک با خمیره میکرولیتی و محتوی آلکالی فلدسپار بیشتری نسبت به آندزیت است (تصویر2). اجزاء تشکیل دهنده تراکی آندزیتها تقریبا مطابق با آندزیتها بوده درصد کانیایی آنها متفاوت است. آلکالی فلدسپار بصورت فنوکریست در سنگ حضور دارد و اغلب دچار دگرسانی فیلیک و به سریسیت تبدیل شده است. در مقطع زمینه سبز رنگ مشاهده شده با یک نیکل درحقیقت کلریت فقیر از آهن می باشد.
ترکیب تراکیت نیز تا حدودی مشابه با تراکی آندزیت بوده اما با درصد کانیهای متفاوت، تقریبا فاقد پیروکسن و مقدار پلاژیوکلاز آن نسبت به آلکالی فلدسپار بسیار کمتر است. بافت پورفیریک با خمیره میکرولیتی و گاهی هم بافت سریت از خود نشان می دهد. در برخی نقاط آلکالی فلدسپار به کانیهای رسی تبدیل شده که به علت دگرسانی فیلیک رخ داده است.
داسیتها دارای بافتمیکروگرانولار، پورفیریک با خمیره میکروگرانولار تا شیشه ای و بعضاً پورفیروکلاستیک می باشند. کانیهای اصلی در داسیتها و ریوداسیتها، کوارتز، پلاژیوکلاز و آلکالی فلدسپار هستند که تقریبا به یک نسبت در سنگ پراکنده شده اند. برخی از آنها تحت دگرسانی پروپیلیتیک واقع شده که در این حالت اپیدوت در مقطع کانی غالب را نشان می دهد و سنگ را هم در مقطع میکروسکوپی و هم با چشم غیرمسلح به رنگ سبز درمی آورد. اپیدوت از پلاژیوکلازهای غنی در Ca بوجود می آید و عمدتا در هسته های غنی در آنورتیت تشکیل می شود. گاهی در مقاطع میکروسکوپی رگه های سیلیسی آهندار دیده می شود که احتمالاً حاکی از دگرسانی سیلیسی است.
 
 
گابروها با بافت گرانولار و گاهی افیتیک شامل کانیهای اصلی پیروکسن، پلاژیوکلاز، و کانیهای فرعی اولیوین، آمفیبول، بیوتیت، کوارتز (در نوع کوارتز گابرو) ، اسفن، کلریت (حاصل دگرسانی پیروکسن) و کانیهای اپاک می باشند (تصویر4). اکثر پلاژیوکلازها دارای ماکل پلی سنتتیک می باشند. در برخی از این مقاطع دگرسانی از نوع آلبیتی شدن رخ داده که بصورت بلورهای ریزو سوزنی رشد یافته آلبیت قابل مشاهده است.
گرانودیوریت ها نیز بافت گرانولار داشته و کانیهای تشکیل دهنده آنها عبارتند است از کانیهای اصلی کوارتز، پلاژیوکلاز و آلکالی فلدسپات و کانیهای فرعی هورنبلند، بیوتیت، کلریت و کانیهای فلزی (تصویر5).
سنگهای آذرآواری نیز شامل انواع توفهای اسیدی، بازیکی، کربناته، کریستال توف و ویتریک توف می باشند که با سن ائوسن بر روی آندزیتهای کرتاسه منطقه قرار گرفته اند.
 
بر اساس مطالعات ژئوشیمیایی و پیاده کردن نمونه ها در دیاگرامهای مختلف، در نمودار درصد وزنی SiO2 در مقابل آلکالی ها از ایروین و باراگار (1971) سنگها عمدتاً ساب آلکالن می باشند و بر اساس نمودار مثلثی AFM، بجز چند نمونه که در محدوده تولئیتی قرار دارند اکثرا در قلمرو کالک آلکالن جای می گیرند (نمودار2). تقسیم بندی سنگهای غیرآلکالن با استفاده از نمودار درصد وزنی K2O در مقابل SiO2، از لی مایتره و همکاران (1989) و ریکوود (1989) نیز سنگهای منطقه را جزء سری کالک آلکالن پتاسیم متوسط تا بالا قرار می دهد (نمودار3).
 
تعیین محیط تکتونیکی
طبق داده های به دست آمده از آنالیز XRF و نیز محاسبه نورم برای نمونه های مختلف می توان به کمک دیاگرامهای گوناگون محیط تکتونیکی بازالتها و گرانیتها را تعیین کرد.
بر اساس نمودارMnO-TiO2-P2O5  از مولن (1983) بازالتهای منطقه از لحاظ تکتونیکی جزء بازالتهای کالک آلکالن جزایر قوسی و تولئیتهای جزایر قوسی و طبق نمودارهای Ti-V از شروایش (1982) و نمودارهای  Ti-Zr-Sr و Ti-Zr از پیرس و کن (1973) (نمودار a4) جزء بازالتهای کالک آلکالن قرار می گیرند. بازالتهای منطقه در نمودار FeO-MgO-Al2O3 (اقتباس از پیرس و همکاران، 1977) در قلمرو بازالتهای قوس آتشفشانی و حواشی قاره ای یا همان بازالتهای کوهزایی واقع می شوند (نمودار b4).
گرانیتوئیدهای برداشت شده بر اساس نمودارهای مختلف پیرس و همکاران (1984) مانند نمودارهای Rb-(Y+Nb) ، Rb-(Yb+Ta)، Nb-Y ، Ta-Yb و عناصر کمیاب برحسب درصد وزنی سیلیس جزء گرانیتهای قوس آتشفشانی (VAG) و همزمان با برخورد (Syn-COLG) قرار می گیرند (نمودار5). در نمودارهای FeO به MgO و FeO+MgO به CaO از مانیار و پیکولی (1984) در قلمرو مرتبط با گرانیتهای کوهزایی واقع می شوند.
دیاگرام شاند برای تفکیک گرانیتوئیدهای مختلف از یکدیگر (مانیار و پیکولی، 1989)، نشان می دهد که اغلب نمونه های گرانیتوئیدی منطقه مورد مطالعه پرآلومین هستند.
بدین ترتیب نمونه های سنگی منطقه (بازالتی و گرانیتی) همگی از یک ماگمای واحد به وجود آمده اند که قسمتی از آن سریع سرد شده ، به سطح آمده، در آنجا تفریق حاصل کرده و سنگهای آذرین خروجی از بازالت تا ریولیت را بوجود آورده است و بخش دیگر ماگما در چمبر ماگمایی باقی مانده، آرام آرام شرد شده و سنگهای آذرین درونی را تشکیل داده است.
 
 
 
|+| نوشته شده توسط آرازجوانی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387  |
 

وضعیت زمین شناسی سیه رود

ورقه 1:100000 سیه‌رود با مختصات طولی ′30 ˚46 - ′00 ˚46 و عرض جغرافیایی′30 ˚38 – ′00 ˚38 در 70 کیلومتری اهر در استان آذربایجان شرقی واقع شده است. از لحاظ لیتولوژی  قسمت عمده منطقه از ولکانیکهای ائوسن تشکیل شده است که شامل  سنگهای آتشفشانی با ترکیب آندزیت، داسیت، برشهای آتشفشانی و توفهای بازیک و واحدهای آتشفشانی- رسوبی است.

فعالیتهای ماگمائی بعد از ائوسن نقش عمده‌ای در ورقه سیه‌رود ایفا نموده است که بازتاب این فعالیتها در فازهای گوناگون به شکل سنگهای نفوذی و گاه آتشفشانی است. توده نفوذی اولیگوسن در حاشیه شمالی با رخساره‌های دگرگون شده پالئوزوئیک و در خاور و باختر و جنوب با رخساره‌های رسوبی و آتشفشانی کرتاسه- ائوسن همبری داشته و بداخل آنها نفوذ کرده است.

توده نفوذی گرانیتوئیدی ( کوارتزمونزوديوريت تا گرانیت ) به صورت گسترده تحت تأثیر محلولهای گرمابی قرار گرفته و در نواحی مختلف می‌توان زون دگرسان شده را مشاهده کرد.

تفسیر داده های ETM

- نسبت های باندی:

کانیهای اکسید آهن‌دار (هماتیت ، گوتیت و لیمونیت) بیشترین انعکاس در باند 3 و کمترین انعکاس را در باند 1  دارند ( Hant & Ashley، 1979.(  لذا از نسبت باندی (1/3) برای تثبیت زونهای اکسید آهن‌دار استفاده می‌شود که پیکسل‌های قرمز رنگ در تصویر ( شکل 1 ) بیانگر زونهای اکسید آهن‌دار در منطقه است.

همچنین برای تثبیت کانیهای رس‌دار ( کائولینیت، ایلیت، مونتموریونیت، آلونیت) از نسبت باندی (7/5) استفاده می‌شود که با توجه به پوشش گیاهی زیاد در منطقه، این نسبت کارایی خوبی از خود نشان نداد که برای غلبه به این مشکل از روش آنالیز مولفه‌های اصی استفاده گرديد  که در بند مربوطه به آن اشاره خواهد شد.

در نهایت امر، برای مشخص کردن  آلتراسیون هیدروترمال (زونهای اکسید آهن‌دار + هیدروکسیل‌دار)  به عنوان یک اندیس مهم در زمینه اکتشافات، از ترکیب نسبتهای باندی  R=3/1 ، G=5/7 و B=4/3 استفاده شده است که در تصویر ( شکل 2 )، رنگ زرد بیانگر مجموعه آلتراسیون هیدروترمال در منطقه مورد مطالعه است.

|+| نوشته شده توسط آرازجوانی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا